تبليغاتX
ننه سرما

ننه سرما

ان بالا یکی هست که مرا دوست دارد

نان را ازمن بگیر اگر می خواهی،هوا را از من بگیر،اما خنده ات را نه

تو را بانو نامیده ام
بسیارند از تو بلند تر،بلند تر
بسیارند از تو زلال تر،زلال تر
بسیارند از تو زیباتر ، زیباتر
اما بانو تویی
از خیابان که می گذری
نگاه کسی را به دنبال نمی کشانی
کسی تاج بلورینت را نمی بیند
کسی بر فرش سرخ زرین زیر پایت نگاهی نمی افکند
و زمانی که پدیدار می شوی تمامی رودخانه ها به نغمه در می ایند
در تن من
زنگ ها اسمان را می لرزانند
و سرودی جهان را پر می کند
تنها تو و من
تنها تو و من،عشق من
به ان گوش می سپریم
این شعر تمام واقعیت عشق است عاشقش هستم برای من مفهوم واقعی عشق توی سطور این شعر خفته
شعر از پابلو نرودا است
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 22:15  توسط ننه سرما  | 

دیوار نوشته ها

می دونید خیلی وقته که می خواستم راجع به دیوار نوشته ها به خصوص دیوار نوشته های دانشگاه به خصوص تر قسمت مستهجنش که بیشتر توی دستشویی ها به چشم می خوره بنویسم و گلایه کنم که چرا هیچ جا از یه چنین پدیده ای مصون نیست ؟!چی باعث می شه که مثلا یه دانشجو پشت در دستشویی یه سری اراجیف بنویسه اصلا فبولش هم برام ازار دهنده است . می دونید همیشه دوست داشتم دانشجو یه چیز دیگه ای باشه حالا تصور اینکه اون چرت و پرت های در و دیوارهای دستشویی رو یه دانشجو نوشته هم ازارم میده اصلا این پروسه اینکه ادم بره توی دستشویی و وایسه اونجا یه سری مزخرفات بنویسه به نظرم زیادی ابلهانه می اد شاید به خاطر همینه که هی به خودم دلداری می دم که نه بابا شاید نظافت چی شاید کارگرا شاید هر کی دیگه اما دانشجو ها نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــه!!!اما از بحث دیوار نوشته های مستهجن که بگذریم بعضی وقتا رو ی میز ها ودیوارها کلی حرف خوندنی پیدا می شه البته من به درستی و نادرستی این حر کت اصلا کار ندارم اما خب بعضی وقتا بعضی هاشون خیلی ادم رو میخکوب می کنه مثه جمله هایی که پشت کامیونا و وانتا می نویسن و بعضی هاشون حسابی بامزه اند بعدا راجع بهشون می نویسم اما امروز یه چیزس روی میز سالن مطالعه چشمم رو گرفت چه شب است یا رب امشب که زپس سحر ندارد من و ان دعاها که یکی اثر ندارد دروغ است اینکه گویند به دل ره است دل را دل من زغصه خون شد دل او خبر ندارد همین طوری احساس کردم اخــــــــــــــی نویسنده اش چقدر طفلکی بوده تاریخشم تازه بود 86/8/26 همین دیگه راستی در و دیوار دانشگاه ما رو رنگ کردن همه اون قصه ها و دل نوشته ها که روی دیوارها هک شده بود رنگی شد
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 20:18  توسط ننه سرما  | 

همکلاسی روزت مبارک

شانزده اذر هم اومد و گذشت و سهم ما از جنبش دانشجویی شد اس ام اس هایی که به هم دادیم و دو سه بار مرور ترانه یار دبستانی اخرین درجه تحرک و پویایی دانشجو و جسارت دانشجو برای بهبود !!!

 ما از اول هم همین شکلی بودیم ؟ ما چرا اینجوری شدیم؟

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 19:9  توسط ننه سرما  |