نان را ازمن بگیر اگر می خواهی،هوا را از من بگیر،اما خنده ات را نه
تو را بانو نامیده ام
بسیارند از تو بلند تر،بلند تر
بسیارند از تو زلال تر،زلال تر
بسیارند از تو زیباتر ، زیباتر
اما بانو تویی
از خیابان که می گذری
نگاه کسی را به دنبال نمی کشانی
کسی تاج بلورینت را نمی بیند
کسی بر فرش سرخ زرین زیر پایت نگاهی نمی افکند
و زمانی که پدیدار می شوی تمامی رودخانه ها به نغمه در می ایند
در تن من
زنگ ها اسمان را می لرزانند
و سرودی جهان را پر می کند
تنها تو و من
تنها تو و من،عشق من
به ان گوش می سپریم
این شعر تمام واقعیت عشق است عاشقش هستم برای من مفهوم واقعی عشق توی سطور این شعر خفته
شعر از پابلو نرودا است
بسیارند از تو بلند تر،بلند تر
بسیارند از تو زلال تر،زلال تر
بسیارند از تو زیباتر ، زیباتر
اما بانو تویی
از خیابان که می گذری
نگاه کسی را به دنبال نمی کشانی
کسی تاج بلورینت را نمی بیند
کسی بر فرش سرخ زرین زیر پایت نگاهی نمی افکند
و زمانی که پدیدار می شوی تمامی رودخانه ها به نغمه در می ایند
در تن من
زنگ ها اسمان را می لرزانند
و سرودی جهان را پر می کند
تنها تو و من
تنها تو و من،عشق من
به ان گوش می سپریم
این شعر تمام واقعیت عشق است عاشقش هستم برای من مفهوم واقعی عشق توی سطور این شعر خفته
شعر از پابلو نرودا است
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 22:15  توسط ننه سرما
|
